به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، از قرائن موجود در نمایشنامه تراژدی مکبث چنان برمیآید که مکبث نیز مانند اتلو و لیرشاه و هملت و کوریولینوس و انتونی و کلئوپاترا از آثار سومین؛ یعنی آخرین دوران نویسندگی ویلیام شکسپیر است. در این دوران (تقریبا از ۱۶۰۲ تا ۱۶۰۸) قدرت شاعر در بیان افکار عمیق و خیالات و تصورات دقیق بوده است و مهارت او در شرح و وصف حالات و صفات اشخاص این نمایشنامهها چندان است که هیچکس نمیتواند در عرصه درامنویسی با وی دعوی برابری کند.
به گزارش ایرنا، تراژدی مکبث را خاص و عام میپسندند و طالب و خواهنده بسیار دارد؛ زیرا موضوعش در عین گیرندگی ساده و ادراک دقایق آن آسان است. در این نمایش وقایع سریعتر از وقایع نمایشنامههای دیگر او انجام مییابد، همچنین قوای فوق قدرت بشری که به صورت جادوگران و اشباح مردگان جلوهگر میشود و در رفتار و کردار اشخاص بازی موثر میافتد به این نمایشنامه جذبهای خاص بخشیده، زیرا با همه پیشرفت علم و دانش هنور فکر بلندپرواز انسان اسیر رموز و اسرار طبیعت و پیوسته متوجه «آن سرزمین کشف ناشدهای است که هنوز هیچ مسافری از کرانهاش بازنگشته» و میخواهد با ساکنان خیالی آن رابطهای برقرار سازد. انسان هرگاه در جدال با حوادث روزگار مغلوب شود و با همه جد و جهد در کار خود فروماند عجز و ناتوانی خویش را به قضا و قدر نسبت میدهد و آنها را مسئول اعمال خود میداند و این نکته بهخوبی در مکبث بیان شده است.
تراژدی مکبث در شرح اوضاع و و احوال روزگاران گذشته و نمایاندن صفات و حالات اشخاص و وصف آنکه چگونه جرات و جسارت هنگام نومیدی به خشم و کین بدل میشود، یکتای بیهمتا است.
اساس نمایشنامه مکبث ماخوذ از تاریخ اسکاتلند است که در ۱۵۷۷ میلادی به قلم رالف هالینشد نوشته شده است. شکسپیر به دلخواه خود تغییرات کلی در آن داده است، فیالمثل حوادث ۱۷ سال تاریخ در دو تا سه ماه اتفاقف میافتد. هالینشد به جادو و جادوگر اشاره مختصری کرده است و آنچه در مکبث درج شده بیشتر بر اساس معتقدات مردم همعصر شکسپیر در باب سحر و ساحری است.
در سال ۱۵۵۸ هنگام وعظ در کلیسا اسقفی در حضور ملکه الیزابت اول با صراحت در مورد افزایش عدد جادوگران در انگلستان و مضار آن سخن گفت و جیمز اول پادشاه انگلستان که خود از علاقهمندان به موضوع مذکور بود در ۱۵۹۷ رسالهای در این باب نوشت و منتشر کرد. در آن ایام خوف و وحشت از جادو جادوگران چندان بود که معمولا اگر کسی در مظان اتهام قرار میگرفت، محاکمهاش میکردند و او را به وضعی دلخراش یا در آتش میسوزاندند یا اعدام میکردند و این رسم تا اوایل قرن هجدهم میلادی همچنان در میان بود.
این کتاب (Macbeth)، نخستین بار در سال ۱۳۴۰ در ایران ترجمه و منتشر شده است.
درباره نویسنده
ویلیام شکسپیر william shakespeare شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی بود. بسیاری او را بزرگترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته اند. شکسپیر در ۲۶ آوریل ۱۵۶۴ در شهر استراتفورد در انگلستان غسل تعمید داده شد. شهرت او به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامهنویس منحصر به فرد است و برخی او را بزرگترین نمایشنامه نویس تاریخ می دانند. با این حال، بسیاری از حقایق زندگی او مبهم است. پدرش از صاحب منصبان دیوانی بود که گویا بعدها با مشکلات مالی مواجه شد و مادرش، فرزند زمین داری نسبتا ثروتمند بود.
شکسپیر احتمالا در مدرسه گرامر استراتفورد تحصیل کرد و در آنجا اطلاعات ارزشمندی درباره زبان لاتین به دست آورد. اما او به آکسفورد یا کمبریج نرفت. درباره جوانی شکسپیر افسانه، فراوان است و سند معتبر اندک. اولین مدرکی که درباره او پس از مراسم تعمید و نام گذاری موجود است، از ازدواجش در سال ۱۵۸۲ است که ثمره آن، دختری متولد ۱۵۸۳ و یک دختر و پسر دوقلو در سال ۱۵۸۵ بود. شکسپیر پس از ازدواج به لندن رفت و در تماشاخانه مشغول بازی شد. او در آنجا وظیفه ویرایش نمایشنامهها را به عهده داشت. شکسپیر از این موقعیت استفاده کرد و خود چند نمایشنامه نوشت که با استقبال رو به رو شد. پس از آن، تا هفت سال هیچ اطلاعی از فعالیت هایش در دسترس نیست اما وی احتمالا پیش از سال ۱۵۹۲ در لندن به عنوان بازیگر فعالیت میکرده است. در این دوران، چندین گروه بازیگری در لندن و دیگر مناطق وجود داشت که ارتباط شکسپیر با یکی یا بیشتر از آن ها همگی حدسیات است. اما از ارتباط مفید و طولانی او با موفقترین دسته بازیگران با نام مردان لرد چمبرلین اطلاع داریم که پس از به تخت نشستن جیمز اول، مردان شاه نام گرفتند.
شکسپیر در روز ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ میلادی در پنجاه و دو سالگی درگذشت. جسدش را دو روز بعد در کلیسای مقدس ترینیتی به خاک سپردند.
درباره مترجم
فرنگیس شادمان (نمازی) در سال ۱۲۹۴ در هنگکنگ به دنیا آمد. خواندن و نوشتن فارسی را نخست در هندوستان و شیراز از معلم خانگی آموخت. تحصیلات متوسطه را در شیراز و اصفهان به پایان برد و در امتحانات نهایی متوسطه به دریافت نشان درجه دوم علمی از وزارت فرهنگ نائل شد. سپس به انگلستان رفت و یک سال در مدرسه متوسطه سنت مارتین و سه سال در وستفیلدکالج آکسفورد، به تحصیل زبان و ادبیات انگلیسی و فرانسه و تاریخ انگلیس پرداخت و پس از اخذ دکتری زبان و ادبیات انگلیسی به ایران بازگشت. او را از مترجمان برجسته و از زنان دانشمند ایرانی به شمار میآورند. مقالات و ترجمههای متعددی از او به فارسی در دسترس است.
تراژدی قیصر نوشته ویلیام شکسپیر و مجموعه سهجلدی انحطاط و سقوط امپراتوری روم نوشته ادوارد گیبون از دیگر آثار ترجمه شده اوست که در سال ۱۳۶۰ درگذشت.
قسمتی از متن کتاب
مکدف: وا وحشتاه! وا وحشتاه! وا وحشتاه! نه دل و نه زبان نمیتوانند تو را ادراک کنند یا اسمی بر تو گذارند!
مکبث ولناکس: چه اتفاق افتاده است؟
مکدف: تباهی اکنون شاهکار خود را به بار آورده است، نامقدسترین جنایت معبد متبرک پروردگار را در هم شکسته و جان عمارت را به دزدی از آن جایگاه برده است.
مکبث: این چیست که میگویی؟ جان؟
لناکس: مقصود تو اعلا حضرت است؟
مکدف: به خوابگاه نزدیک شوید تا به دیدن گورگونی تازه بینایی خود را زایل کنید. از من نخواهید که سخن بگویم، ببینید و آنگاه خود سخن بگویید. (مکبث و لناکس بالا میروند.)
بیدار شوید! بیدار شوید! زنگ اعلام خطر را بزنید! جنایت و خیانت! بنکوو، دونالبین، ملکم، بیدار شوید، این خواب لطیف، خوابی را که بدل مرگ است از خود دور کنید و بر خود مرک نظر افکنید! برخیزید، برخیزید و شبیه محشرکبرا را ببینید! ملکم، بنکوو، برخیزید چنان چه گویی از گور خود برخاستهاید و مانند ارواح راه بروید تا با این مصیبت هولناک مقابل شوید. (صدای زنگ) (صفحه ۴۴ و ۴۵)
نمایشنامه تراژدی مکبث نوشته ویلیام شکسپیر و ترجمه فرنگیس شادمان، در قطع رقعی، جلد شومیز، کاغذ بالکی، در ۱۲۸ صفحه، شمارگان هزار نسخه، در سال ۱۴۰۳ توسط انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ نوزدهم رسید.
۲۴۴۵۷