دفاع نماینده قم از دوقطبی سازی: دوقطبی نه تنها منعی ندارد که حتی ضرورت دارد

دفاع نماینده قم از دوقطبی سازی: دوقطبی نه تنها منعی ندارد که حتی ضرورت دارد

انتخاب سیاسی 1404/01/14 22:01 لینک خبر در سایت اصلی
نماینده قم در مجلس نوشت: اینکه کاربست هرنوع دوقطبی را از اساس نفی کنیم نه با ادبیات دینی ما تطبیق دارد و نه با سیره امامین انقلاب.

دفاع نماینده قم از دوقطبی سازی: دوقطبی‌ نه تنها منعی ندارد که حتی ضرورت دارد

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

نماینده قم در مجلس نوشت: اینکه کاربست هرنوع دوقطبی را از اساس نفی کنیم نه با ادبیات دینی ما تطبیق دارد و نه با سیره امامین انقلاب.

محمدمنان رئیسی نماینده قم در مجلس با انتشار یادداشتی با عنوان «دوتایی و دوقطبی، نه افراط و نه تفریط» در فضای مجازی نوشت:

«۱. ادبیات دینی: ادبیات دینی ما مشحون از تعابیری است که بر دوتایی‌ها تصریح دارند. در آیات قرآن کریم واژگانی نظیر خیر و شر، روز و شب، حق و باطل، مومن و منافق، زن و مرد و ... تعابیری هستند که پایه همه آنها تصریح به دوتایی‌های عالم خلقت است (اغلب تکوینی و برخی هم تشریعی). تاکید بر دوتایی‌ها در قرآن کریم آنقدر واضح است که به تصریح سوره ذاریات، هرچیزی در عالم خلقت دوتایی خلق شده است: "وَمِنْ کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْن لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون: و از هر چیزی دو گونه آفریدیم، امید که شما عبرت گیرید" (ذاریات/۴۹). البته دوتایی‌ها اعم از دوقطبی‌ها هستند، به این معنا که برخی از این دوتایی‌ها، دوقطبی هم هستند؛ نظیر حق و باطل: "جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِل" (اسرا/۸۱) و یا عالِم و جاهل: "هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُون" (زمر/۹).

 ۲‌. ادبیات امامین انقلاب: علاوه بر دوتایی‌ها و دوقطبی‌های موجود در ادبیات دینی، برخی دوتایی‌ها و بعضا دوقطبی‌ها در ادبیات امامین انقلاب نیز قابل استناد است؛ نظیر دوقطبی اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی در ادبیات امام راحل (۱۳۶۷/۱/۱۱) و یا دوقطبی خودی و غیرخودی در ادبیات مقام معظم رهبری (۱۳۸۰/۶/۱۵). اما مرز کاربست این تعابیر تا کجا است؟ به نظر می‌رسد استفاده از دوقطبی‌ها در ادبیات امامین انقلاب طریقیت دارد و نه موضوعیت. به این معنا که در کاربست این نوع تعابیر در گفتمان امامین انقلاب، اصالت با عدم استحاله نظام است و اگر به برخی دوقطبی‌ها تصریح کرده‌اند از باب نگرانی برای حفظ هویت نظام و عدم استحاله ماهوی نظام بوده است.

 ۳. تجویز کاربردی: باتوجه به آنچه شرح داده شد، اینکه کاربست هرنوع دوقطبی را از اساس نفی کنیم نه با ادبیات دینی ما تطبیق دارد و نه با سیره امامین انقلاب. بلکه اتفاقا در برخی موارد که ممکن است سکوت در آن موارد منتج به تغییر ماهوی و بلکه استحاله نظام شود، تصریح به دوقطبی‌ها نه تنها منعی ندارد که حتی ضرورت دارد؛ کمااینکه سیره امامین انقلاب نیز همین بوده است. اما نکته مهم آن است که در تشخیص این موارد ضروری دچار اشتباه نشویم و با خلط مباحث فرعی و اصلی، هر دوگانه‌ای را دوقطبی‌ تلقّی نکنیم. اما اگر سکوت در برابر برخی انحرافات سبب تغییر ماهوی نظام و تبدیل ضدارزش‌ها به ارزش‌ها شود عدم تصریح به دوقطبی‌ها محل تامل جدی است.

 پی‌نوشت: بیم آن می‌رود که با برداشتهای اشتباه از سیره امامین انقلاب و از خوف افراط در عدم دوقطبی‌سازی، دچار تفریط در عدم دوقطبی‌سازی شویم که در چنان صورتی به دلیل انفعال محض، آسیبهای فراوانی دامنگیرمان خواهد شد که مهمترینش خلط کامل حق و باطل و ارزشها و ضد ارزشها و به تبعش، استحاله کامل نظام خواهد بود. در چنان صورتی بیم آن می‌رود که به دلیل سکوت‌های بی‌جا و تفریط در عدم دوقطبی‌سازی، قطب رفتن مسئولان به سکه رایج جمهوری اسلامی تبدیل شود!»